موسی صالحی و همسرش


خدایا به امید تو نه به امید خلق روزگار

گذر کردم به قبرستان کم و بیش    بدیدم قبر ثروتمند و درویش

نه درویشش در آنجا بی کفن ماند   نه ثروتمند برد از یک کفن بیش

نکن کاری که بر پا سنگت آیو       جهان با این فراخی تنگت آیو

چو فردا نامه خوانان نامه خوانند    تو را از نامه خواندن ننگت آیو

 

از آن روزی که ما را آفریدی      به غیر از معصیت چیزی ندیدی

خداوندا بحق هشت و چارت    زما بگذر شتر دیدی ندیدی

 

خدایا چنان کن سرانجام کار   تو خشنود باشی و ما رستگار

...

نویسنده : م و م ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ :: پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران()   لینک